برای نجات خود
-
تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 18:24
برای نجات خود قدم می زدیم اما یک دل سیر فاصله بود از من تا ما در رنج ھای امروزم تا خورده است روز آیندهیی از شروع کارِ جمعیت انسان ھا برای نجات خود درخت می کاشتیم که شــود دارھای سبــزِ سر پا دل خون است میوه ھایی که نشد حاصل عمرِ سرو طوفان ھا برای نجات خود زندگی در برابرمان آب می خورد از آشفتگی ھامان...
به دیدنم بیا
-
تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 18:24
جهان پر از لطافت سحردر انعکاس جلوه ی نگاهدر انتظار رویش جوانه هاستبه دیدنم بیاکه پشت کوه خواهش و نیازدر انتظار رویش تک بابونه ام... به دیدنم بیابه ماه چشم چشمه امدر امتداد شبدست به دست گیسوی صنوبراندر هجا هجای نغمه ی پوپکانترانه میشوماز جلوه های خورشیدبر ستیغ کوهسار شانه اتجوانه میزنمبه دیدنم بیا......
خستگی....
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 21:20
[unable to retrieve full-text content]
قهر نکن
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 21:20
[unable to retrieve full-text content]
خوانش شعر...
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 21:20
با شعری کوتاه و مینیمال رو به رو هستیم با شروعی خوب و پایانی غافلگیر کننده و ضربه زننده که داستانی بلند را در سه جمله به تصویر می کشد.xa0 ویژگی سبک مینیمال مفید و مختصر گویی و استفاده از ایماژ و انواع آرایه های ادبی برای خلق سوژه و برای انتقال هر چه بهتر و سریعتر مفهوم می باشد...
دریا که می شوی...از ابراهیم عالی پور
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 21:20
ناگهانی دستانت روی صورتمدریا که می شویxa0 غرق شدن را دوست دارم می رسی اعماق پرنده را شک که می کنم پوستت را که آیا از آن جوانه می زنم؟ و باز انتهای خیابان محو می شوی و من از گذشتن شروع می شوم روی رد پاهایم خوابم می برد که انگار از من گذشته ای و من دلم شور می زند و روزهای سخت تری از این دوستت دارم ها ...
زیبایی دیگران.....از محسن_بیدوازی
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 21:20
زیبایی دیگرانشکنجه ی من استمثل زنی که بچه ندارداما مجبور استکه در کارگاه عروسک سازی کار کندتو نیستیو تقویمکه نقشه ی چند ماه آینده استتنهاترک دیوار را پوشاندهچه می شود گفت؟به تو که یک نفریو چند نفر دیگر را دوست داریچه می شود گفت؟به من که یک نفرماما به اندازه ی آن چند نفر،تنهایم.آن چند نفرکه به تو می ...
غزل...
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 21:20
[unable to retrieve full-text content]
بروی...
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 21:20
[unable to retrieve full-text content]
کوچه از مسیحا الهیاری
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 21:20
سكانس يك :كوچه اي سرد با ديوارهايي سالخورده ...آخرين نگاهمان در هم مي لولد و تو لبخندي را برگوشه لبت تحميل ميكنيو در عمق كوچه گم ميشوي سكانس دو:يادت هست دستانت در دستان من بود و لبانت از شهد ديگري مينوشيدتو ندانستي و من همان لحظه به ديوار سر خم كردم ...و باران سخت داشت جاده را ناخنك ميزد... سكانس سه...
برای نجات خود...
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 21:20
برای نجات خود قدم می زدیم اماxa0 یک دل سیر فاصله بود از من تا ما در رنج ھای امروزم تا خورده است فردایی از شروعِ جمعیت انسان ھا برای نجات خود درخت می کاشتیم که شــود دارھای سبــزِ سر پا دل خون است میوه ھایی کهxa0 نشد حاصل عمرِ سرو طوفان ھا برای نجات خود زندگی در برابرمان آب می خورد از آشفتگی ھامان ور...
به دیدنم بیا....
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 21:20
جهان پر از لطافت سحردر انعکاس جلوه ی نگاهدر انتظار رویش جوانه هاستبه دیدنم بیاکه پشت کوه خواهش و نیازدر انتظار رویش تک بابونه ام... به دیدنم بیابه ماه چشم چشمه امدر امتداد شبدست به دست گیسوی صنوبراندر هجا هجای نغمه ی پوپکانترانه میشوم از جلوه های خورشیدبر ستیغ کوهسار شانه اتجوانه میزنم به دیدنم بیا....
واژه های سرسام آور
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 0:36
نور شمعی از پنجره می تابید و گلهای قالی بی تابانه می رویدند و در ذهن ام آواز سر داده بودند ولی خواب و رخوت از تن ام خارج نمی شد...درون ام میگفت سیاه است این سایه های قد کشیده ی گل ها، سیاه است این سرخی ها... گیسوان شب سیاه است حتی اگر مو بندی از
زلزله کرمانشاه 21 آبان ماه
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 0:36
درد عظیمی وارد شده است وقتی هم وطنان کرد نشینم دچار غم و اندوه و مصیبت شده اند ...عزیزانشان را ندارند و خانه هایشان تخریب شده است ...سرما و نبودن سقف.....نداشتن خوراک و لباس و پتو و وسایل گرمایشی.....در روستاها xa0و اطراف شهرها کمک رسانی و امداد رسانی صورت نمیگیرد .....هم کلاسی عزیزم اهل سر پل ذهاب ...